السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
544
تفسير الميزان ( فارسي )
حضور بندگان متمرد و معرض از عبوديتش مخاطب قرار مىداد و به او شكايت مىكرد و او هم شكايت وى را به گوش بندگانش مىرسانيد ، تا وقتى حجت تمام شد و اقامه بينه تكميل گرديد ، آن چنان كه در جمله * ( « آللَّه خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * ناگهان تاسف و تاثرش به هيجان آمده ، خطاب را از آن شخص به سوى همه بندگان گردانيده ، تا ايشان را كه تا كنون اعراض داشتند ، وادار بر اقرار به حق كند و براى همين منظور يكى پس از ديگرى آيات خود را به رخ آنان مىكشد و شركشان را انكار و توبيخ مىكند ، كه شما از من به غير من عدول كرديد و شما بيشترتان نمىدانيد . و بسيار كم توجهيد ، با اينكه مىدانيد كه من منزه از داشتن شريكم و شما هم هيچ برهانى بر ادعاى خود نداريد . * ( « بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ » ) * - يعنى بلكه آنان مردمى هستند كه از حق به سوى باطل و از خداى سبحان به سوى غير او عدول مىكنند . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : يعنى غير خدا را معادل و مساوى خدا مىدانند . در اين جمله نيز ، التفاتى از خطاب مشركين به غيبت به كار رفته ، چون قبل از اين جمله فرمود : « شما نمىتوانيد درختش را برويانيد » و در اين جمله مىفرمايد « آنان مردمى هستند كه عدول مىكنند » كه در اين جمله روى سخن باز متوجه به رسول خدا ( ص ) شده ، و در اول آن كلمه « بل » را كه براى اعراض است آورده ، تا بفهماند : اى رسول من ! دنبال اينان را گرفتن و به حق وادار كردنشان هيچ فايده ندارد ، چون از حق عدول خواهند كرد . * ( « أَمَّنْ جَعَلَ الأَرْضَ قَراراً . . . » ) * كلمه « قرار » مصدر و به معناى اسم فاعل ، يعنى قار و مستقر بين دو چيز است و كلمه « رواسى » جمع راسيه است ، كه به معناى ثابت و ريشه دار است و مراد از رواسى كوه ها است كه در زمين ريشه دارند و پاى بر جايند و كلمه « حاجز » به معناى مانعى است كه بين دو چيز جاى داشته باشد . معناى آيه اين است كه : بلكه ، آيا كسى كه زمين را پا بر جا كرد ، تا شما را نلغزاند و در شكافها كه در جوف آن است نهرها قرار داد و براى آن كوه هاى ثابت و پابرجا درست كرد و بين دو دريا مانع نهاد تا آبهاى آن دو بهم مخلوط نگردند ، بهتر است يا آن شريكها كه مىپرستيد ؟ ! و آن گفتارى كه در آيه قبلى گذرانديم عينا در اين آيه نيز مىآيد .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 5 .